|
|
|
|
|
به پاس زحمات وخدمات شایسته " مرحوم علیرضا فرخی " از طرف همکاران در گروه شیمی آموزش وپرورش ناحیه یک ساری هزار مرغ در این عرصه زار می خوانند از این هزار یکی را هَزار می خوانند هَزار را دل پر مهر و جان پر کینه است هَزار را طَرب آب و طبع آیینه است به لاله داغ بهار از بهار باید جست غم عشیره ی باغ از هَزار باید جست قرینه ایست که مُل را خمار می داند زمینه ایست که گل را هَزار می داند کسی به طا لع مرغان، غمگسار مباد وزین هَزار یکی در چمن ، هزار مباد کسی مباد که ذوق هزار دریابد بهار بیند و مرگ بهار دریابد چه دل نشین ، چه سبک بار رفت از برِ ما به آن کجا که هَزار رفت از برِ ما به آن کجا که در این ناکجا نمی گنجد چو وصف عشق که در لفظ ها نمی گنجد به آن کجا که فراسوی تیر و ناهید است به آن کجا که مقیمش همیشه جاوید است به ]ن کجا که دلِ زندگان نمی میرد به آن کجا که دل از زندگی نمی گیرد به آن کجا که زمان ، بی شمار می گذرد نه عمر می رود ، نی بهار می گذرد به آن کجا که نمی گویم و نمی دانی به گل ، به مُل ، به تبسم ، به مِی ، به مهمانی به میهمانیِ دل ، نه ، ضیافتِ دلبر به میهمانی آن از خیال نازک تر به میهمانیِ دریا ، که بار می گیرند به آن کجا که شهیدان قرار می گیرند به میهمانیِ بام عرش ، خوش رفتی سفر به خیر برادر ، به آن کجا خوش رفتی شعر از : علی معلم
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 22:51 تهیه و تنظیم گروه شیمی ناحیه 1 ساری
|
|
||